تبليغاتX
معلولان و زندگی - مصاحبه باوری من....
 
معلولان و زندگی
 
 
همه چيز در مورد معلولان
 

با تشکر از خبرنگار افتخاری گروه اینترنتی باور

سرکار خانم مهدیه رستگار

  • خانم حبوطی از خودتان برایمان بگویید ، از تحصیلات ، نوع معلولیت و اهدافتان در زندگی؟

 من فرزانه حبوطی هستم و تحصیلاتم کاردانی نرم افزار کامپیوتر می باشد. از همان بدو تولد مبتلا به راشتیسم مادرزادی و پوکی استخوان بسیار شدید هستم و به همین علت در طول دوران زندگیم دچار شکستگی های بسیار زیادی در استخوان دستها، پاها، ستون فقرات و تقریبا اکثر اندامها شده ام. و بنا به تشخیص پزشکان متخصص ارتوپدی٬ نام علمی بیماریم (استئوژنز ایمپرفکتا Osteogenesis Imperfecta) یا به صورت ساده تر بگویم (بیماری استخوان شکننده) می باشد.

مهمترین هدف من در زندگی رسیدن به درک بالا و ساختن روح و اراده ام بوده است که بالتبع آن نیز علاقه بسیار زیادی به تحصیل علم و دانش داشتم و با وجود معلولیت بسیار شدیدم توانستم اول با یاری و توکل بر خداوند باری تعالی و بعدهم فداكاري مادر مهربانم و كمكهاي بي دريغ اين فرشته نجات، سركلاس درس و بعد هم دانشگاه حضور يابم و تا مقطع کاردانی نرم افزار کامپیوتر تحصیل نمایم.

  • در حال حاضر مشغول به چه نوع فعالیت و کاری هستید؟

 بعد از اتمام تحصیل از لحاظ روحی بسیار آشفته بودم تا اینکه با لطف و رحمت ایزد منان باری دیگر نور امیدی بر دریچه ذهن و روحم تابیده شد. احساس کردم ذهنم پر از واژه هایی است که می خواهند با قلم دل روی کاغذ جاری شوند. دلم می خواست شعر بسرایم و بنویسم. دلم می خواست بنویسم تمام حسم را نسبت به زندگی و دنیای اطرافم. دلم می خواست واژه ها را یکی پس از دیگری کنارهم بچینم تا اثری خلق کنم از دنیای زیبایی که درون ذهنم ساخته بودم.

در حال حاضرهم بیشترین فعالیتم همان نوشتن و گاهی سرودن شعر است. مقالات مختلفی نیز می نویسم با موضوع افراد دارای معلولیت تا توانایی ها و همچنین مشکلات و معضلات خودم و دوستان همنوعم را به رشته تحریر درآورم. زیرا وظیفه خویش می دانم که این نعمت خدادادی نوشتن و قلم زدن را در خدمت مسایل معلولین قراردهم.

  •  از چه زمانی با انجمن باور آشنا شدید ؟ فعالیتهای انجمن باور را چگونه ارزیابی می کنید؟

 از سال 85 با انجمن باور آشنا شدم. انجمنی که از تک تک اعضای آن درسهای بسیاری آموختم. با دیدن توانایی های شگفت انگیز دوستان باوریم اراده ای دوچندان یافتم و تمام باورهای غلط نمی توانم را از ذهنم خط زدم و به جای آن باورهای بسیار زیبا و توانستن را جایگزین نمودم. باور تاکنون بسیار خوش درخشیده است و با پیگیری های فراوان و فرهنگسازی مناسب توانسته تا حدود بسیار زیادی مقوله معلولیت را در جامعه جا بیاندازد.

فعالیت بسیار خوب دوستان باوری در حوزه رسانه ها و ارائه مقالات مفید از توانایی های افراد دارای معلولیت همچنین شناساندن شرایط معلولین و مشکلات و معضلاتشان به جامعه، نقش بسیار سودمندی در فرهنگسازی داشته است.

  •  اگر کمبودی را در گروه باور احساس می کنید ، آن را بیان کنید؟

 تنها کمبودی که می بینم این است که گاهی اوقات برخی دوستان باوری حتی خودم که از این قاعده مستثناء نیستم، کم کاری و کوتاهی می کنیم. چرا با تلاش و همکاری بیشتر مسائل را پیگیری نمی کنیم؟ چرا باید فقط تعداد کمی از باوری ها فعالیت بیشتر و سودمندتری داشته باشند؟ اما وقتی این مسائل مطرح می شود منِ نوعی می گویم که خب من چه کاری می توانم انجام دهم که انجام نمی دهم؟

در صورتی که هرکس اگر از استعداد، توانایی و نبوغ خاص خویش فقط درصد کمی را در حوزه معلولین بکار گیرد؛ مشکلات و معضلات زودتر حل می شود و جامعه آشنایی بیشتری با امور افراد معلول پیدا خواهد کرد.

  •  با توجه به نوع معلولیت و مشکلات جسمی تان ، تصویر ذهنی شما از درد چیست ؟ آیا تا بحال شده از دردهای جسمی خسته و از شرایط گریزان شوید؟  

به نظر من و البته به نظر تمامی کسانی که با درد آشنایی دارند واژه دردهای جسمانی داشتن و درد کشیدن همیشه هم بد و غیرقابل تحمل نیست. بعد از سالها تجربه بدین نکته مهم و حیاتی دست یافته ام که دردها و سختیها موثرترین عامل ساخته شدن روح انسان است. قبول دارم که تحمل درد سخت است اما وقتی درد را با عمق وجود حس کنی آنگاه است که ایمان می آوری در برابر قدرت لایزال الهی بنده ای حقیر بیش نیستی.

وقتی درد داشته باشی آنگاه است که معنای سلامتی را درک می کنی. وقتی درد را درک کنی و از پس تمام سختی به قدرتی بیاندیشی که در وجود جسمی هرچند ناتوان، عقلی بزرگ و حسی بی مثال قرارداده است آنگاه است که هیچگاه خودت را ناتوان نخواهی دانست. درد انسان را می سازد، روح را جلا می دهد، استعدادها را شکوفا می کند، احساس نهفته خلاقیت را بر می انگیزد و زبان گنگ ذهن را می گشاید. درد کشیدن مختص افراد معلول یا غیر معلول نیست زیرا هر کس به نوعی دردی را چشیده و عظمتش را حس کرده.

  •  گویا وبلاگی در امور معلولین راه انداختید ؟ هدفتان از تاسیس وبلاگی با عنوان معلولان و زندگی چه بود؟

 در تاریخ 28 تیرماه امسال یعنی همزمان با هفته بهزیستی و روز مددکاری اجتماعی، وبلاگی تاسیس کردم با عنوان معلولان و زندگی تا در حوزه معلولین وسیع تر و گسترده تر بنویسم. هرچند وبلاگها و سایتهای بسیار کامل و مفیدی در این زمینه فعالیت می کنند اما وظیفه خویش می دانستم که مشکلات و معضلات و درکنار آن توانمندی ها و استعدادهای افراد معلول را از زبانی فردی دردآشنا مطرح نمایم.

مي خواهم در وبلاگم از اخبار مختلف در حوزه مرتبط با معلولين بگويم. مي خواهم از فرهنگ برخي افراد بگويم كه معلول را جدا از غيرمعلول مي دانند و حق زندگي به آنها نمي دهند. مي خواهم با مسئولين و افراد مرتبط با امورمعلولين حرف بزنم و راهنمايي بخواهم. هم زیبا را خواهم گفت هم زشت را. هم مشكلات را خواهم گفت هم تواناييهای دوستانم را. هم معضلات را خواهم گفت هم تقدير و سپاس از رسيدگي ها را.

  •  نگاه و دید شما نسبت به زندگی چگونه است ؟ و به نظر شما زندگی چه رنگیست؟

زندگی زیباست  ، حتی غمهایش

لحظه های تلخ و شیرین ، قصه های پربارش

زندگی زیباست ، نهر همیشه جاریست

با تمام رنگهایش ، مثل یک روز بهاریست

 به نظر من لوح زندگی سفید و بی رنگ است و هرکس می تواند نسبت به افکار و نگرش خویش رنگی به این لوح سفید بزند. اگر هر لحظه را غمگین و تیره و تار ببینیم٬  لوح زندگی سیاه می شود و لحظه هامان تلخ ، اما اگر هر لحظه ، غمها و شادیها را تجربه ای بدانیم برای بیشتر دانستن و بیشتر درک کردن ، آنگاه لوح زندگیمان رنگین و زیبا می شود.

  •  اگر فرد ی مسئول پای درد دل شما بنشيند ٬  چه حرفي براي گفتن داريد؟

حرفم براي گفتن اينست که توانايي هاي معلولان را ناديده نگيرند . هرچند مسئولين بهزيستي براي قشر معلول فعاليت مي کنند و تسهيلات بسياري در طول ساليان دراز جهت رفاه زندگي معلولين قائل شده اند اما هنوز هم معضلات و کوتاهي هاي بسياري وجود دارد که نياز به رسيدگي و توجه بيشتري دارند.

به عنوان مثال من خودم يکبار براي گرفتن وام خوداشتغالي به سازمان بهزيستي مراجعه کردم و مسئول اعطاي وام با ديد بسيار متحيري به من نگاه کرد و گفت : ايشون وام خوداشتغالي ميخواد؟ يعني چه کاري بلده راه بندازه؟ بلافاصله مادرم گفتند که کارداني کامپيوتر دارم و براي اشتغال در زمينه کامپيوتر وام ميخواهم. ولي اينگونه طرز برخورها تاثير نامطلوبي بر روحيه افراد معلول دارد و لااقل مسئولین بهزیستی و سازمانهای مرتبط باید شناخت بهتری از توانمندی های معلولین داشته باشند.

همچنین تقاضا دارم نه تنها توسط سازمان بهزیستی بلکه تمامی ارگانها و سازمانهای مربوطه ، در بین افراد معلول افرادی که با وجود معلولیتهای شدید ، استعدادهای خوب و بالقوه ای دارند شناسایی شوند و تسهیلات و امکانات ویژه ای جهت اشتغال بکار در اختیارشان قرار دهند و لااقل مشکلات مالی شان را بر طرف کنند. بدین طریق فرد معلول استقلال خواهد داشت و با امیدی دوچندان زندگی خواهد کرد.

  •  غم و مشکلات را چگونه معنی می کنید؟

 غم زیباست، من غم را دوست دارم زیرا باعث می شود از خودم و دنیای اطرافم غافل نشوم. غم را دوست دارم زیرا اگر غم نبود روح انسان ساخته و بزرگ نمی شد. مشکلات را نیز تحمل می کنم زیرا ایمان دارم با تلاش و کوشش خواهم توانست انتهای مسیر مشکلات را به اوج آسمان موفقیت پیوند بزنم. قبول دارم که تحمل غمها و مشکلات سخت است اما اگر مشکلی نبود شیرینی التیام غمها نیز وجود نداشت. غم و مشکلات را دوست دارم زیرا میدانم که خداوند یار و پشتیبان همه انسانهاست و باید تلاش کنیم از آزمونهای الهی سربلند بیرون آئیم.

  •  هدف نهایی شما چیست؟

 هدف نهایی و مهمترین هدفم تلاش، کوشش و شکوفا کردن استعدادهایم است. دوست دارم تا جایی که در توان دارم تلاش کنم، بنویسم، بخوانم و تجربه کسب کنم. درنظر دارم اگر خداوند یاریم کند اشعارم را به چاپ برسانم و مطالب و مقالات بیشتری بنویسم. دلم می خواهد طرحها و راهکارهای مفیدی برای حل مشکلات معلولین ارائه دهم و نهایت تلاشم را خواهم کرد تا از تمامی دوستان باوریم درسهای بیشتری بیاموزم.

با وجود مشکلات بسیار زیاد جسمی که دارم، دلم می خواهد تلاش کنم ، کار کنم ، فکر کنم و روز به روز بر توانایی های فکری و روحیم بیافزایم. دلم می خواهد ناتوانی جسمی مانع پیشرفت روح و درونم نشود و مطمئنم که نه تنها من بلکه تمامی افراد معلول اگر بخواهند حتما و یقینا موفق و سربلند خواهند بود. همانطور که تاکنون نیز دوستان توانمندم این نکته را به اثبات رسانده و خواهند رساند.

  •  در آخر نیز اگر صحبتی برای دوستان باوری دارید بفرمائید.

 تنها صحبتی که با دوستان باوریم دارم اینست که دلم می خواهد همگی برای رسیدن به خواسته هایمان تلاش كنیم و به همه انسانها، خانواده و جامعه ثابت کنیم كه معلوليت، نمي تواند مانعي شود بر سر راهمان! دلم می خواهد به همه ثابت کنیم كه براي برآورده شدن نيازها ، اميال و آرزوها از کوچکترین روزنه توانايي هایمان استفاده خواهیم كرد و مطمئنم كه با توكل بر قدرت لايزال الهي به هرآنچه آرزو داریم خواهیم رسيد.

پس بیایید برای خوشبختی و سربلندی تمامی انسانها چه افراد معلول و چه افراد غیرمعلول دعا کنیم و از خداوند باری تعالی عاجزانه درخواست کنیم که یاریمان کند تا همیشه به یاد هم باشیم و برای سعادت یکدیگر از هیچ کوششی کوتاهی نکنیم . به امید فرداهایی زیباتر. یا علی مدد

  •   خانم حبوطی با کمال تشکر و سپاس از شما ، که با کلام زیبایتان زندگی را برای من و دیگر دوستان ٬ آبی آبی به تصویر کشیدید و ممنون از وقتی که در اختیار ما قرار دادید .

آدرس وبلاگ معلولان و زندگی:

http://malolan-va-zendegi.blogfa.com

 

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 23:49  توسط فرزانه حبوطي  | 
 
  بالا